عجب ولنتاینی - تاریخ: 1405/7/3 ساعت: 14:55
شـبه عــــشقـه شـــــب دوتــــایی بــودن...نـیـخـــوام کــادو فـقــط کــاش بـــا تــو بــودمداغ امـشـب بـیـشتــر از شــب تــولــدم بـــودشیــاد تـــو میـــاد تــو ســرم میــزنم زیــر گـــریهبـه جــای کــادو گل من امـشب بیا کــنارم روبــروم یــه عـکســه درســت چــشــاش شبیـــه تــوامشبـــم میــگذرونم...
رفتم - تاریخ: 1405/7/3 ساعت: 14:55
خدا مـي دانـد چند نفرهمين ساعت ها توے اتاقشان باران مي آيد سيل راه مي افتد و روز آینده صبح مجبورنـد با لبخند تظاهر کنند که هرگز دلشان براے هيچ کسي تنگ نمي شود بـه تـمام آن هـا بـه هـمه شـان کـه مـعجـزه اي دارنـد بـگو! مـعجزه يـعني امـروز هـم مـن بـدون او زنـده مـاندم! ┄┄┄┄┄❅✾❅┄┄┄┄┄ چقدر خيــــــس شد...
سرباز افسرده - تاریخ: 1405/7/3 ساعت: 14:55
فرمانده ;حالا بهم بگو برای پس گرفتن آغوشی که تمام وطنم بود به کجا لشکر بکشم...??? سربازتم، سرباز همه ی بی قانونی هات سربازتم، سرباز همه ی بهونه گیریات سربازتم،سرباز اون قلب پاکت... . . سربازی هه با اومدنم ب سربازی حالم بهتر ک نشد هیچ بدتر هم شد، لعنت ب زندگی و افسردگی ک هیچکس حالتو نفهمید... . . "هن...
سرباز افسرده... - تاریخ: 1397/9/11 ساعت: 6:00
فرمانده;حالا بهم بگو برای پس گرفتنآغوشی که تمام وطنم بودبه کجا لشکر بکشم...??? سرباز,تم، سرباز, همه ی بی قانونی هات سرباز,تم، سرباز, همه ی بهونه گیریات سرباز,تم، سرباز, اون قلب پاکت... . . سربازی ههبا اومدن
ایستاده ام بر لب پرتگاه - تاریخ: 1396/11/24 ساعت: 10:04
 اینجا ایستاده ام بر لبه پرتگاه مرگ را احساس می کنم تمام خاطره ها را یک به یک از یاد می گذرانم نه جراتی برای پریدن دارم و نه میلی برای عقب کشیدن نمی دانم چه خواهد شددر این میان فقطچشم های توست که خیالت را به هم می بافند...my mine sharareبرچسبها: دلتنگی+ نوشته شده در  جمعه ششم بهمن ۱۳۹۶ساعت 15:52  تو...
روزهای اجباری.. - تاریخ: 1396/9/17 ساعت: 22:21
به سلامتی منو همه ی سربازای عاشقی که ۵۵ دقیقه تو صف تلفن وایمیستیم تا ۳ دقیقه صدای عشقمون روبشنویم. دوستت دارم شراره 
تولــــــــدم مبارک... - تاریخ: 1396/4/22 ساعت: 5:35
روز تولـــــــدم روز مرگـــمه ها... واسه ی مصیبتت سالگرد نگیری ها نیستی رگ به رگام بدی خونم ریخته زمین میگن یکی میمیره واسه اخرین بار ببین تو نیا نبین ببین مردم سر قبرم داد نزنی ها...کاش اون دنیا یکی همرنگ چشات باشه بجای بریدن کیک بریدم این رگمو.. یه زمانی یه دختری بود که این شبو برام بهترین شب
تــولدت مــبــارکــ - تاریخ: 1396/4/22 ساعت: 5:35
از روز گار آموخته ام بغضهايم را نگويم ....گاهي سبك نشوم ، سنگينترم ............ . . . . . . .. . . . . . . . . .. . ..تنهایی یعنی اینکه وقتی ریشتو میزنیکسی نیست صورتت رو ببوسه..!!. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .ذهنم پر از تو و خالی از دیگران است , اما کنارم خالی از تو و پر از دیگران است !-
عجب ولنتاینی... - تاریخ: 1396/4/22 ساعت: 5:35
شـبه عــــشقـه شـــــب دوتــــایی بــودن...نـیـخـــوام کــادو فـقــط کــاش بـــا تــو بــودمداغ امـشـب بـیـشتــر از شــب تــولــدم بـــودشیــاد تـــو میـــاد تــو ســرم میــزنم زیــر گـــریهبـه جــای کــادو گل من امـشب بیا کــنارم روبــروم یــه عـکســه درســت چــشــاش شبیـــه تــوامشبـــم میــگذر